رفتن به مطلب
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...
خوش آمدید مهمان!

برای دسترسی کامل به امکانات انجمن ثبت نام نمایید، زمانی که ثبت نام نمایید و وارد حساب کاربری خود شوید قادر خواهید بود موضوع جدید ایجاد نمایید، به موضوعات سایر اعضا پاسخ دهید، امتیاز کسب نمایید، به سایر اعضا پیام خصوصی ارسال نمایید و امکانات بی شمار دیگر ....

چرا منتظر هستید؟ هم اکنون ثبت نام نمایید.

سهند 18

دانلود رمان در اغوش باد نودهشتیا

امتیاز دادن به این موضوع:

پست های پیشنهاد شده

دانلود رمان در اغوش باد نودهشتیا

دانلود رمان در اغوش باد نودهشتیا

دانلود رمان در اغوش باد نودهشتیا

 

دانلود رمان در اغوش باد نودهشتیا

در اتاق باز بود ..کمي سرمو چرخوندم و به سرباز که دم در و رو صندلي نشسته بود و چرت مي زد نگاهي انداختم …. دهنم خشك شده بود و اب مي خواستم …اب کنارم بود ولي قدرتي براي حرکت دادن خودمو نداشتم …. چشمامو با بي حالي دوباره رو هم که گذاشتم که صداي قدمهاي پاش و بوي ادکلن همیشگیش …حس شنوايي و بويايمو به کار انداخت ..حالا حضورشو در کنار خودم حس مي کردم … چشمامو اروم باز کردم … با لاي سرم با نگراني ايستاده بود … با ديدنش دوباره تمام حرفاي زماني به يادم امد و حلقه اشك تو چشمام جونه زد … هر دو بهم خیره بوديم …. نمي دونم چرا انقدر ازش انتظار داشتم …انتظار يه کمك…انتظار يكم مهربوني … همونطور که به خیره بود با سرزنش : – با خودت چیكار کردي ؟ سكوت کردم و فقط بهش خیره شدم … – ببخش قصد نداشتم پري رو نیارم ولي سري پیشم …وقتي از پیشت برگشتیم تا خود صبح يه بند گريه کرد …هر وقت مي بینت بي قرار تر میشه … قطره اشك از گوشه چشمم خارج شد و از روي گو نه ام سر خورد … – متاسفم ..اين چند روزه خود منم درگیر يه ماموريت مهم بودم …نتونستم بیام …مي دونم چشم به انتظار بودي ..اما خوب … دستي به موهاش کشید و نگاهشو به پنجره دوخت و دوباره بهم نگاه کرد.. – خوبي؟ نمي خواي به دکتر بگم بیاد …؟ جوابشو ندادم و رومو ازش گرفتم ..و نگاهمو به گنج سقف معطوف کردم …. هنوز سنگیني نگاهشو مي تونستم حس کنم … لبامو به زور از هم باز کردم : – همیشه همین طور بوده ..به هر چي که بیشتروابسته باشي ….روزگار همونو با بي رحمي ازت مي يگیره .. -همیشه بايد از بین و بد و بدتر ..بايد بدتر و انتخاب کني ..چرا ؟…چون مجبوري – گاهي وقتا فكر مي کنم که ديگه خدا دوستم نداره …يعني از روزي که از خانواده ام جدا شدم ..خدا هم بهم پشت کرد …
Created

نوشته دانلود رمان در اغوش باد نودهشتیا اولین بار در نودهشتیا| 98ia | دانلود رمان جدید. پدیدار شد.

نمایش متن کامل

  • پسند 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در تاپیک ها، اگر سوال يا نظر خاصي نداريد لطفا فقط از دکمه تشكر يا می پسندم استفاده کنيد. نظراتي مانند مرسی، خوب بود، ممنون و ... شامل اسپم هستند و باعث کاهش کيفيت پست ها مي شوند.

بالا آوردن تاپیک ها و پست ها قبل از 48 ساعت ممنوع است و موجب حذف آنها خواهد شد.

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×