رفتن به مطلب

کاربران گرامی تاپیک استخدام و همکاری با سایت  رو مطالعه کنید و در صورت علاقه می توانید برای خودتون درآمد کسب کنید و پول در بیارید.

جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...
خوش آمدید مهمان!

برای دسترسی کامل به امکانات انجمن ثبت نام نمایید، زمانی که ثبت نام نمایید و وارد حساب کاربری خود شوید قادر خواهید بود موضوع جدید ایجاد نمایید، به موضوعات سایر اعضا پاسخ دهید، امتیاز کسب نمایید، به سایر اعضا پیام خصوصی ارسال نمایید و امکانات بی شمار دیگر ....

چرا منتظر هستید؟ هم اکنون ثبت نام نمایید.

سهند 18

دانلود رمان رز سرخ نودهشتیا

امتیاز دادن به این موضوع:

پست های پیشنهاد شده

دانلود رمان رز سرخ نودهشتیا

دانلود رمان رز سرخ نودهشتیا

دانلود رمان رز سرخ نودهشتیا

 

دانلود رمان رز سرخ نودهشتیا

حال راننده بنشیند..سکوت کند..حرف های مسافرانش را گوش دهد.. به خدا که گریه آدمی زاد تمام حرف هایش را بیداد می کند..

رسیدم..کرایه را حساب کردم و از ماشین پیاده شدم.. به سمت درب خانه می رفتم که راننده صدایم زد.. بی حال برگشتم..

شیشه ماشینش را پایین داد و با لبخند مهربان و پدرانه ای گفت: -دخترم..مراقب این دنیا باش..توکلت همیشه به خدا باشه..گرچه زندگی سخت هست ولی خوشی هایی هم داره..منتها باید بدونی چطوری این خوشی هارو پیدا کنی..

ناامید نشو..هیچ وقت.برای مقصدت بجنگ.بجنگ که آخرش بعد هر باختی پیروزیه.. مطمئن باش..

و در آخر با لبخند گرمی خدانگهداری گفت و رفت.. و من مات ماندم کنار خیابان..

عجیب جواب درد هایم را داد.. از کجا چنین علمی داشت که بداند دردم چیست.. اما امید؟ حتی کور سویی هم نیست که با آن دلم را ذره ای خوش کنم..

پوفی کشیدم.. تا جام شراب برای منه بی جنبه و تازه کار..گر گرفتم.. 5 با یادآوری خوردن تعادلم دست خودم نبود..

گاهی میخندیدم و گاهی اشک می ریختم.. با دست لرزانم داخل کیف دنبال کلید می گشتم..

بعد از آنکه یافتمش روی درب گذاشتم..درب را گشودم.. حال پله نداشتم..از آسانسور استفاده کردم..

به طبقه خودمان که رسیدم پیاده شدم.. حالم خوب نبود..

انگار همه چی سرنگون شده بود.. آسمان به زمین..و زمین به آسمان آمده بود درب واحد را با کلید باز کردم و داخل شدم.. درب را بستم و تلو خوران به سمت راحتی حرکت کردم.. خودم را رویش انداختم و چشمهایم را بستم..

داغ بودم.. شالم را از سرم کندم و گوشه خانه پرت کردم.. مانتو ام را هم از تنم پاره کردم.. عجیب قدرت پیدا کرده بودم..

کش موهایم را هم باز کردم.. موهایم حالت دار دورم ریخت..

عرق از سر و رویم می بارید.. تا خواستم تاب را هم از تنم در بیاورم صدای درب خانه آمد و صدای چرخش کلید روی درب..

با تعجب و خمار به درب نگاه کردم.. محمد وارد خانه شد..

نوشته دانلود رمان رز سرخ نودهشتیا اولین بار در نودهشتیا| 98ia | دانلود رمان جدید. پدیدار شد.

نمایش متن کامل

  • پسند 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در تاپیک ها، اگر سوال يا نظر خاصي نداريد لطفا فقط از دکمه تشكر يا می پسندم استفاده کنيد. نظراتي مانند مرسی، خوب بود، ممنون و ... شامل اسپم هستند و باعث کاهش کيفيت پست ها مي شوند.

بالا آوردن تاپیک ها و پست ها قبل از 48 ساعت ممنوع است و موجب حذف آنها خواهد شد.

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×