رفتن به مطلب
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...
خوش آمدید مهمان!

برای دسترسی کامل به امکانات انجمن ثبت نام نمایید، زمانی که ثبت نام نمایید و وارد حساب کاربری خود شوید قادر خواهید بود موضوع جدید ایجاد نمایید، به موضوعات سایر اعضا پاسخ دهید، امتیاز کسب نمایید، به سایر اعضا پیام خصوصی ارسال نمایید و امکانات بی شمار دیگر ....

چرا منتظر هستید؟ هم اکنون ثبت نام نمایید.

سهند 18

دانلود رمان قاصدک ها در راهند

امتیاز دادن به این موضوع:

پست های پیشنهاد شده

دانلود رمان قاصدک ها در راهند

دانلود رمان قاصدک ها در راهند

دانلود رمان قاصدک ها در راهند

نویسنده : زهرا مشکاتی (کاربر انجمن)

نام رمان : قاصدک ها در راهند

ژانر : عاشقانه_اجتماعی 

خلاصه رمان:

دنیا معلم خوبی است ، گرچه به دانش آموزانش سخت می گیر اما درس هایش فراموش نشدنی اند . دنیا از او مرد ساخته بود و او یاد گرفت که  مردانگی کند و مرد بودنش را به رخ تمام نامرد ها بکشاند ؛ با اینکه هنوز گاهی لپ هایش گل می انداخت و در خلوتش هنوز دامن چین چینی می پوشید و قربان صدقه ی چشمان خودش می رفت ، پابرجا مانده بود و سیل های درد و سختی  که خود را به او می تازاندند کمرش را خمیده نکرد. پابر جا پای رفتن ها و نماندن های آدم ها ماند و بی خشم و بدون رخنه کردن رنگ انتقام در وجودش  ، به جلو می رفت و گذشته ی سنگینش را به دوش می کشید ..

بخشی از رمان:

دامن گل گلی بلند را پوشیدم. دور و بر اتاق رنگین اقدس خانوم را نگاه کردم ، اتاقش پر بود از فلفل های رنگی و سیر و پیاز خشک شده آویزان از در و دیوار، فکر کنم اقدس خانوم آنجا را با مطبخ یا آشپز خانه اشتباه گرفته بود . وقتی از تنها بودنم در اتاق مطمئن شدم  ، روی فرش کهنه و پرز دار اتاق  چرخ زدم  و جلوی آینه ی قدی ترک خورده قر دادم و به  صورت گل انداخته ام لبخند پاشیدم . بوی گلاب در اتاق پیچیده  بود و من بی اختیار به عقب برگشتم  . خیلی عقب ، صفحات خاطرات همین جور ورق می خوردند تا به یکی از مهمترین صفحات زندگیم رسیدم  :

(هنوزکه هنوز است رطوبت چمن های خیس را روی پاهای برهنه ام حس می کنم و از تضاد رنگ سرخ شقایق ها با دشت سبز، لذت می برم ) خوب همه ی  دشت را از زیر نظرم گذراندم تا بلکه، یکی دوتا قاصدک پیدا  کنم که منتظر آرزو کردن من باشند . نه ؛ محض رضای خدا هم یک قاصدک نصفه نیمه پیدا نشد . روی چمنها دراز کشیدم . چمن ها را کندم و طراوتشان را با تمام وجودم بلعیدم و بوی خاک نم دار را یک نفس سر کشیدم . به بالا خیره شدم ، آسمان آبی ، صاف و یکدست بود و هیچ ابر مخملی سفیدی در آن پیدا نمی شد. حمید جلوی چشم اندازه ساده و بی ریای آسمان اردیبهشت ماه را گرفت. نمی دانم چرا بنظرم حمید مضطرب آمد و مردمک چشمانش دو دو می زدنند ! . حمید دستم را گرفت و کشید ، نق زدم اما حمید توجهی نکرد ! 

پیشنهاد: دانلود رمان آهنگ پر احساس من

نوشته دانلود رمان قاصدک ها در راهند اولین بار در نودهشتیا| 98ia | دانلود رمان جدید پدیدار شد.

نمایش متن کامل

  • پسند 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در تاپیک ها، اگر سوال يا نظر خاصي نداريد لطفا فقط از دکمه تشكر يا می پسندم استفاده کنيد. نظراتي مانند مرسی، خوب بود، ممنون و ... شامل اسپم هستند و باعث کاهش کيفيت پست ها مي شوند.

بالا آوردن تاپیک ها و پست ها قبل از 48 ساعت ممنوع است و موجب حذف آنها خواهد شد.

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×