رفتن به مطلب

کاربران گرامی تاپیک دعوت به همکاری با سایت  رو مطالعه کنید و در صورت علاقه می توانید برای خودتون درآمد کسب کنید و پول در بیارید.

کاربران گرامی اگر به افزونه یا قالب های وردپرس نیاز دارید می توانید از بخش پشتیبانی سایت درخواست دهید تا در اسرع وقت با کمترین قیمت در اختیار شما قرار بگیرد.

جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...
سهند 18

دانلود رمان مغرور و عاشق نودهشتیا

امتیاز دادن به این موضوع:

پست های پیشنهاد شده

دانلود رمان مغرور و عاشق نودهشتیا

دانلود رمان مغرور و عاشق نودهشتیا

دانلود رمان مغرور و عاشق نودهشتیا

دانلود رمان مغرور و عاشق نودهشتیا

جیغ میزدم و عربده می کشیدم. شده بودم یه روانی .رزا پشت در جیغ میزد که تمومش کنم ولی من صبرم تموم شده بود زده خر
بودم به سیم ا. صدای ، ینه هزار تیکه شد. حالا علاوه بر صدای رزا ینه پرت کردم وا
ادکلن مارکدار و گرون قیمت رو به سمت ا پر از غرور شخصی هم بلند شد.
ناشناس: باز ک ن درو!
رزا: ی ج
ا بازکن .. با خودت اینجوری نکن..
وسط اتاق پر از شیشه نشسته بودم . که در با صدای بدی شکست و وسط اتاق افتاد. غوش کشید. از دستش عصبی بودم خیلی وقت بود سرخود کار می کرد. دستام رو به سینه اش رزا به سمتم پرواز کرد و منو در ا زدم و پرتش کردم اون و ر.
رزا: هلن !
جوابی به اون ندادم و از جام بلند شدم و با همون اخم که الان غلیظ تر شده بود راه فتادم به سمت بیرون جلوی در اتاق ایستادم. که با دو جفت ک فش مردونه برخوردم.سرم رو بالا د ور ا م وبا دیدن چهره ش ت
ا . خوشنویس جا خوردم
این اینجا چیکار میکرد؟ تو فکر بودم که یه طرف ت صورتم سوخ! . و صورتم به سمت سیلی متمایل شد . سرم رو صاف کردم صبر نکردم و با دست راستم یکی محکم زدم زیر گوشش تلافی ضربش!.. تو چشماش نگاه کردم و با عصبانیت و صدای دورگه و خش دار گ فتم:
هلن: ی تو به چه حقی دست رو من بلند م کنی؟ هان؟ خر رو ب هان ا ا داد بیان کردم. ش ت
ا به سمتم خیز برداست که هیراد گرفتش و گ فت : ش ت
ا بس کن . ش ت
ا .
عقب گرد کرد و رفت و چندی بعد صدای در بلند شد.
****
یک هفته ای از ماجرا می گذره .
تش
ا م خوشنویس با قرداد شرکت پسر خانم حکم یا بهتر بگم رادان میر داماد موافقت کرد اما من هنوز راضی نیستم.

با رزا خیلی سر و سنگین شده بودم. هزار بار بهش گ فته بودم که از رادان میر داماد بدم می یاد و اون هم از امثال باربد بود اما تو سرش نرفت که نرفت

نوشته دانلود رمان مغرور و عاشق نودهشتیا اولین بار در نودهشتیا| 98ia | دانلود رمان جدید پدیدار شد.

نمایش متن کامل

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در تاپیک ها، اگر سوال يا نظر خاصي نداريد لطفا فقط از دکمه تشكر يا می پسندم استفاده کنيد. نظراتي مانند مرسی، خوب بود، ممنون و ... شامل اسپم هستند و باعث کاهش کيفيت پست ها مي شوند.

بالا آوردن تاپیک ها و پست ها قبل از 48 ساعت ممنوع است و موجب حذف آنها خواهد شد.

این موضوع کاملا قدیمی است. لطفا به جای بروز کردن این موضوع در نظر شروع یک موضوع جدید باشید مگر این که لازم به بروز رسانی این موضوع باشید.

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...