رفتن به مطلب

کاربران گرامی تاپیک دعوت به همکاری با سایت  رو مطالعه کنید و در صورت علاقه می توانید برای خودتون درآمد کسب کنید و پول در بیارید.

کاربران گرامی اگر به افزونه یا قالب های وردپرس نیاز دارید می توانید از بخش پشتیبانی سایت درخواست دهید تا در اسرع وقت با کمترین قیمت در اختیار شما قرار بگیرد.

جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...
سهند 18

رمان افسانه فرزندان شاهنشاه هرمزد

امتیاز دادن به این موضوع:

پست های پیشنهاد شده

رمان افسانه فرزندان شاهنشاه هرمزد

رمان افسانه فرزندان شاهنشاه هرمزد

رمان افسانه فرزندان شاهنشاه هرمزد

رمان افسانه فرزندان شاهنشاه هرمزد

که تمام روز مشغول رتق و فتق امور بوده و سختی کار ها آن شب او را کم حوصله کرده بود، به سردی از ورشان پرسید: چه شده است؟ ورشان پاسخ داد: سرورم در نبردی که در پیش رو داریم، موضوع مهمی ذهن مرا به شدت به خود مشغول نموده و وظیفه ی خود دانستم که آن را با شما در میان گذارم. بهرام گفت: چه موضوع مهمی. تو که پهلیزگ را ناتوان تر از مبارزه با ما دانسته بودی. ورشان پاسخ داد: نگرانی من از جانب پهلیزگ و مرز شرقی قلمرو شما نیست سرورم، بلکه آنچه ذهن مرا به خود مشغول داشته و افکارم را مشوش می نماید،از غرب است. اگر من جای شاهنشاه و وزیر سیاستمدار او بودم، اکنون که شما می بایست کل توان خویش را صرف مبارزه با دشمنی نمایید که در شرق شما قرار دارد، از غرب به سرزمین های تحت فرمان شما حمله می بردم و آنچه را که بی دفاع مانده است، در اختیار خود در می آوردم. بهرام چند لحظه سکوت کرد. سپس گفت:پس هر چه سریع تر در مورد این موضوع تحقیق کن و حقیقت را پیش از نیاز آشکار نما تا بر آن چاره ای بیندیشیم. _ به روی چشم سرورم. ورشان این بگفت و از اتاق خصوصی بهرام خارج گردید و او را با افکارش تنها گذاشت. چند روز بعد بازگشت و بهرام را از درستی حدس خود مطلع نمود. آن گاه گفت: توان ما کمتر از آنست که در آن واحد در دو جبهه بجنگیم. بهرام با ناراحتی از ورشان پرسید: پس چه باید کرد؟ ورشان پاسخ داد: تنها امیدوار باشید و به دَرگاه ایزدان نذر و نیاز برید که پهلیزگ زود در داممان بیفتد و حیلت مان کارگر آید. در غیر اینصورت کارِ ما تمام است و سپهبد زرمهر که مسئول اجرای این نقشه گردیده، قلمرو تحت فرمان شما را تصاحب می کند. در این حالت احتمال زیادی وجود دارد که عده ی زیادی از اسواران تحت فرمانتان شما را ترک نمایند و تنها دو راه برایتان باقی می ماند. یا باید نزد برادرتان بروید و از او طلب بخشش نمایید که در آنجا هم مجازاتی سخت در انتظارتان خواهد بود. یا برای همیشه به سرزمین های دوردست پناه برده و به تدریج چون دیگر دلاوران از اذهان مردم فراموش گردید. با سخنان ورشان نگرانی به شدت بر اعماق ذهن بهرام سایه انداخت. آیا او باید بعد از آن همه تلاش که با موفقیت های چشمگیر همراه بود، بر زمین خورده و همه چیز را از دست می داد؟یا بار دیگر در مقابل کوهی از مشکلات قد علم کرده و با سربلندی از این مبارزه هم پیروز بیرون می آمد؟ آیا ایزد توانمند بخت همچنان با بهرام یار خواهد بود؟یا اینکه پایان راه او را رقم خواهد زد؟ می گویند بخت ایزد بانوست و بانوان بیش از هر چیز جذب صفات مردانگی و دلاوری می شوند. صفاتی که به حد کمال در بهرام وجود داشت. اما این جذبه تا کجا ادامه پیدا می کرد؟ این سوالیست که به آن پاسخ داده خواهد شد

 

 

منبع:romankade.com

نوشته رمان افسانه فرزندان شاهنشاه هرمزد اولین بار در نودهشتیا| 98ia | دانلود رمان جدید پدیدار شد.

نمایش متن کامل

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در تاپیک ها، اگر سوال يا نظر خاصي نداريد لطفا فقط از دکمه تشكر يا می پسندم استفاده کنيد. نظراتي مانند مرسی، خوب بود، ممنون و ... شامل اسپم هستند و باعث کاهش کيفيت پست ها مي شوند.

بالا آوردن تاپیک ها و پست ها قبل از 48 ساعت ممنوع است و موجب حذف آنها خواهد شد.

این موضوع کاملا قدیمی است. لطفا به جای بروز کردن این موضوع در نظر شروع یک موضوع جدید باشید مگر این که لازم به بروز رسانی این موضوع باشید.

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×
×
  • اضافه کردن...