رفتن به مطلب

کاربران گرامی تاپیک استخدام و همکاری با سایت  رو مطالعه کنید و در صورت علاقه می توانید برای خودتون درآمد کسب کنید و پول در بیارید.

جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...
خوش آمدید مهمان!

برای دسترسی کامل به امکانات انجمن ثبت نام نمایید، زمانی که ثبت نام نمایید و وارد حساب کاربری خود شوید قادر خواهید بود موضوع جدید ایجاد نمایید، به موضوعات سایر اعضا پاسخ دهید، امتیاز کسب نمایید، به سایر اعضا پیام خصوصی ارسال نمایید و امکانات بی شمار دیگر ....

چرا منتظر هستید؟ هم اکنون ثبت نام نمایید.

سهند 18

دانلود رمان خوشبختی از جنس ارام

امتیاز دادن به این موضوع:

پست های پیشنهاد شده

دانلود رمان خوشبختی از جنس ارام

دانلود رمان خوشبختی از جنس ارام

دانلود رمان خوشبختی از جنس ارام

دانلود رمان خوشبختی از جنس ارام

خوب حتما فکر کرديد من يه دختر خيلي خوشبخت و پولدارم اما متاسفانه نه ، خيلي وقت پيش بخاطر پدر خدابيامرزم مجبور شدم از اون خونه کذايي فرار کنم ، خدمتکار بشم خدمتکار يه خانوم . تقريبا پير و پولدار ؛ البته اينجا خيلي خوبه اگه بعضي ادماش و فاکتور بگيريم
چون اون زمان من با بدبختي تونستم ديپلم بگيرم ؛ بعد که به اينجا اومدم براي استخدام خدمتکار شخصي خيلي ها گفتن که خانم (شيرين جون) واس تو هم سخت گيري ميکنه نميتوني بيشتر از چند روز اينجا دووم بياري اما توجهي نکردم چون روحيه شيطوني داشتم ، ميدونستم به . احتمال پنجاه درصد قبولم خلاصه دل و زدم به دريا ، رفتم پيش شيرين جون برعکس چيزايي که گفتن با لبخند نگام ميکرد تو چشاش مهربوني موج ميزد ، وقتي تازه کارم و شروع کردم گفتم اين الکي مهربون نيست ؛ حتما يه جوري اذيتم ميکنه ، اما ديدم اصلا نه تنها بدتر بلکه روز به روز بهترم ميشد . يه روزم ازم پرسيد کمکت مي کنم تا به تحصيلاتت ادامه بدي چون تا ديپلم خونده بودم ، رشتم تجربي بود و ميدونستم خيلي تو اين رشته موفقم ، اون روز مطمئن شدم که زمان استخدامم فرم و با دقت خونده و . متوجه ميزان تحصيلاتم شده ، و من يه مقدار خجالت کشيدم الان من بيست و سه سالمه . و ليسانس پرستاري دارم چون من توو دوران ابتدايي سه سال . جهشي خوندم ، الان چند ساله که اينجا مشغولم اين زن خيلي بهم کمک کرد و بهش مديونم ! از اتاق رفتم بيرون واي خدا کي حوصله داره اين همه پله رو بالا پايين کنه بعد از يک دقيقه بلاخره رسيدم پايين ، به سمت آشپزخونه حرکت و قهوه ساز و روشن کردم بعد از چند دقيقه يک شير قهوه توپ براي شيرين جون درست کردم ، بردم بالا رو ميز گذاشتم و مشغول مرتب کردن اتاق شدم ، پرده ليمويي رنگ که بعضي جاهاش ترمه هاي سفيد کار شده بود و کنار زدم نور خورشيد داخل اتاق و روشن کرد ، در تراس رو باز کردم قهوه رو برداشتم گذاشتم رو ميز کوچيک چوبي سفيد ؛ شيرين عادت داشت صبح ها قهوش و داخل تراس ميل کنه ، چون فضاي بيرون از اين قسمت خيلي فوق العاده بود و آرامش ميداد ؛ يه حياط که نه بهتره بگم يه باغ خيلي بزرگ سبز ، سنگ فراش هاي سفيد ، گل هاي زيبايي که طرز شگفت انگيزي به باغ جلوه . داده بود و آب نماي وسط که اصل کاريه ، چون شبا نورپردازي جالبي داشت دوستش داشتم با صداي شيرين به خودم اومدم
شيرين: دختر کجايي خيلي غرقي ها ! من :ها ، آره شيرين جون داشتم به حياط نگاه که چقدر از دور قشنگه شيرين : من بخاطر همين اينجارو دوست دارم اللخصوص فضاي خوب و آرامش بخشي که . داره ؛ خوب رو تختم يک دست کت و شلوار گذاشتم برو اون رو اتو کن .من: چشم
کت و شلوار آبي روشنش و برداشتم بعد از چند دقيقه اتو کردم به به خط اتوش هندونه قاچ ميکرد . در اتاق و آهسته باز کردم و رفتم داخل ، کت و شلوارش و مرتب گذاشتم رو تخت ؛ گاماس گاماس رفتم سمتش حسابي که نزديک شدم ، متوجه شدم توو فکره ، خوب وقتشه من: پخخخخ

نوشته دانلود رمان خوشبختی از جنس ارام اولین بار در نودهشتیا| 98ia | دانلود رمان جدید. پدیدار شد.

نمایش متن کامل

  • پسند 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در تاپیک ها، اگر سوال يا نظر خاصي نداريد لطفا فقط از دکمه تشكر يا می پسندم استفاده کنيد. نظراتي مانند مرسی، خوب بود، ممنون و ... شامل اسپم هستند و باعث کاهش کيفيت پست ها مي شوند.

بالا آوردن تاپیک ها و پست ها قبل از 48 ساعت ممنوع است و موجب حذف آنها خواهد شد.

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری

  • کاربران آنلاین در این صفحه   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.

×